احاديث معصومين (ع)
نترسيدن از مرگ
قال الحسين (عليه السلام) للحر بن يزيد: ليس شأنى شأن من يخاف الموت، ما اهون الموت على سبيل نيل العز و احيأ الحق... افبالموت تخوفنى، هيهات طاش سهمك و خاب ظنك، لست اخاف الموت، ان نفسى لأكبر من ذلك و همتى لأعلى من أن أحمل الضيم خوفا من الموت و هل تقدرون على اكثر من قتلى؟ امام حسين (عليه السلام) به حر مى فرمايند: من آن نيستم كه از مرگ بترسم، هر مرگى در راه رسيدن به عزت و احياى حق چه آسان است... آيا از مرگم بيم مى دهى؟ هيهات كه نشانت نگرفت و پندارت ناكام ماند، من از مرگ نمى هراسم، روحم برتر و همتم والاتر از آن است كه از بيم مرگ زير بار ستم بروم، آيا شما به بيشتر از كشتن من توان داريد؟ احقاق الحق 11: 601 موسوعة كلمات الامام الحسين:360
وضعیت سایت
بازدیدکنندگان : 1721052
آمار بازدیدکنندگان
3360امروزmod_vvisit_counter
10277دیروزmod_vvisit_counter
3360این هفتهmod_vvisit_counter
53669هفته گذشتهmod_vvisit_counter
179605این ماهmod_vvisit_counter
196434ماه گذشتهmod_vvisit_counter
4004082کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 22 مهمان حاضر
IP شما: 54.221.131.67
 , 
امروز: 06 اسفند 1396
صفحه اصلی اعراب القرآن كتابشناسي اعراب القرآن التبيان في إعراب القرآن

جدیدترین مطالب

التبيان في إعراب القرآن

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 
التبيان في إعراب القرآن تأليف عبدالله بن حسين عكبرى (متوفى 616ق)، كتابى است در نحو قرآن و علم اختلاف قرائت كه از كتاب‌هاى مشابه، كامل‌تر و وسيع‌تر است. كتاب به نام‌هاى ديگر نيز شناخته شده كه از آن جمله‌اند: «إعراب القرآن»، «إملاء ما منّ به الرحمن في وجوه القرائات و إعراب القرآن»، «إعراب القرآن و القرائات» و «البيان في إعراب القرآن». اين كتاب به زبان عربى شامل اعراب كل قرآن در يك جلد مى‌باشد.
انگيزه تأليف
ابوالبقاء در مقدمه كتاب انگيزه خود را تأليف و فراهم آوردن كتابى با حجم اندك و بار علمى فراوان مى‌داند، به همين جهت از ذكر اعراب ظواهر خوددارى مى‌كند و همچون اعراب الحديث كمتر درگير اختلاف آراء نحويان و بحث و استدلال در صحت و سقم آنها مى‌گردد.
مؤلف در اين كتاب بر آراء سيبويه تأكيد خاصى دارد و در موارد مختلف به ذكر نظريات كسانى چون ابوعلى فارسى، ابن جنى، مبرد و خليل مى‌پردازد. ابوالبقاء هنگام ذكر وجوه مختلف قرائات، علاوه بر قرائت مشهور، به شواذ نيز توجه دارد.
روش تفسيرى
روش كلى وى به اين ترتيب است كه بعد از بيان صرف كلمات به اعراب آنها و فراز آيات با ذكر اقوال كوفيون و بصريون و افراد اين دو گروه و بيان وجوه مختلف آن و سپس به قرائت مى‌پردازد، كه علاوه بر قرائت مشهور با تعبير «جيّد» به قرائت شاذ نيز مى‌پردازد. برخى مطالب را با شكل «فان قيل، قيل» مطرح مى‌كند. در برخى موارد مباحثى را به شكل موضوع واحد تحت عنوان فصل در مى‌آورد و بحث مفصلى راجع به آن بيان مى‌دارد؛ مانند: «فصل في هاء الضمير» كه به سبب تكرار زياد در قرآن بحث مفصلى راجع به آن دارد. ...[۱]
در بحث صرفى، سعى دارد الفاظ را به اصل آنها ارجاع داده، علل آن را بيان دارد. در برخى موارد، جهت تثبيت قاعده يا مسئله‌اى لغوى به استشهاد به شواهد شعرى، روى مى‌آورد.
تحقيق
تحقيق اين اثر توسط «بيت الأفكار الدوليّة» انجام گرفته است. محقق پس از تنظيم متن كتاب به تصحيح آن پرداخته، نص كتاب را بر صفحات مصحف به ترتيب تفسير توزيع كرده است. آيات ابتداى هر بحث را به دليل وجود مصحف در وسط صفحه، حذف نموده است.
چاپ‌ها
اين اثر بارها در لبنان، ايران، مصر و هند تجديد چاپ شده است كه از جمله مى‌توان به چاپ‌هاى تهران 1276ق، 1860م، قاهره 1961م به كوشش ابراهيم عطوه عوض و نيز قاهره 1377ق به كوشش مصطفى سقا اشاره كرد.چاپ دوم برخى در سال 1389ق و 1969م انجام گرفته است.
نسخه حاضر
نسخه حاضر با اعتماد و توجه به چاپ على محمد البجاوى (كه در دو مجلد عرضه شده است)، در يك جلد تنظيم گرديده است. محقق در مقدمه با اختصار درباره روش كتاب و جايگاه آن و چگونگى تصحيح، سخن رانده است. تاريخ مقدمه جمادى الاولى 1419ق، 1998م مى‌باشد.
محقق محترم پس از مقدمه به شرح حال مختصرى از مؤلف و كتب او اشاره دارد.
از آنجايى كه ناشر، سعى داشته دو مجلد نسخه اصلى را تبديل به يك جلد نمايد ناچار شده متن كتاب را با خطى ريز در سه ستون ارائه دهد. فرازهاى آيات و كلمات آن، در ابتداى هر آيه با رقم آن در مصحف مشخص شده است. در هر صفحه كتاب يك يا چند صفحه از مصحف، چاپ شده است. بدين‌جهت كل كتاب در 396 صفحه عرضه گرديده است. در پايان نيز فهرست محتويات كتاب بر اساس سوره‌ها ارائه شده است.
پانويس
↑ متن كتاب، صفحه 13
منابع مقاله
  1. مقدمه مصحح و مؤلف و متن كتاب.
  2. دايرة المعارف بزرگ اسلامى، زير نظر كاظم موسوى بجنوردى، ج 5، ص 216.
  3. دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهى، به كوشش بهاء الدين خرمشاهى، ج 1، ص 302.
  4. تفسير و مفسران، آیت‌الله معرفت، ج 2، ص 331.