احاديث معصومين (ع)
كشته اشك
امام حسين(عليه‏ السلام) فرمودند: أنَا قَتيلُ العَبَرَةِ لايَذكُرُني مُؤمِنٌ إلاّ استَعبَرَ ؛ من كشته اشكم ؛ هر مؤمنى مرا ياد كند، اشكش روان شود . [بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 284]
وضعیت سایت
بازدیدکنندگان : 1300760
آمار بازدیدکنندگان
5404امروزmod_vvisit_counter
5171دیروزmod_vvisit_counter
5404این هفتهmod_vvisit_counter
38411هفته گذشتهmod_vvisit_counter
114819این ماهmod_vvisit_counter
113043ماه گذشتهmod_vvisit_counter
3098757کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 85 مهمان حاضر
IP شما: 54.80.26.116
 , 
امروز: 02 مهر 1396
صفحه اصلی شناخت قرآن کریم مقالات معرفي توصيفي شبهات و ردود حول القرآن الکريم

جدیدترین مطالب

معرفي توصيفي شبهات و ردود حول القرآن الکريم

میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

حسن حکيم باشي

شبهات و ردود حول القرآن الكريم. محمدهادي معرفة، مؤسسة التمهيد، قم المقدسة، الطبعة الاولي، 1423هـ، 2002 م، 608ص.
آية الله محمدهادي معرفت از چهره هاي برجسته و شناخته شده در عرصه فقه و تفسير و قرآن پژوهي است كه ده ها سال به تلاش علمي و تدريس و تأليف در اين سه زمينه همت گماشته و از رهاورد اين پويش علمي ده ها كتاب ومقاله به زبان عربي و فارسي به رشته تحرير درآورده است كه برخي از آنها مهم ترين منابع در زمينه مربوطه هستند. در عرصه قرآن پژوهي كتابهاي «التمهيد في علوم القرآن» و «التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب» و ديگر كتابهاي استاد را مي توان برجسته ترين اثر عالمان شيعي در طول تاريخ متون اسلامي درباره علوم قرآني به شمار آورد. سخن در توصيف شخصيت و شرح حال زندگي علمي استاد و معرفي آثار و تأليفات ايشان مجالي فراخ تر مي طلبد.
اينك در اين مجال كوتاه، در پي بررسي و معرفي اثر تازه قرآني ايشان با عنوان «شبهات و ردود حول القرآن الكريم» هستيم. اين كتاب كه به تازگي و پس از سالها تلاش سخت كوشانه استاد انتشار يافته موسوعه اي ازمهم ترين شبهات وارده بر ساحت قدسي قرآن كريم است كه در طول سده هاي تاريخ اسلامي از سوي قرآن پژوهان و مستشرقان عرضه شده است. در اين ميان به جاي بررسي هاي پيراموني همچون استقراء و استقصاي شبهات و پارينه شناسي خاستگاه و آغاز پيدايش هر شبهه يا نخستين مطرح كنده آن، به اصل موضوع و گزيده ترين پاسخ با استوارترين روش پرداخته شده، چنان كه از ميان انبوه شبهه ها و خرده گيري هاي خرد و كلاني كه در اينجا و آنجا ديده مي شود، به بايسته ترين ها بسنده شده است.
كتاب يادشده به لحاظ پرداختن تخصصي و اختصاصي به شبهات پيرامون قرآن، نخستين كتاب از اين دست در تاريخ شيعه بوده كه به حق بايد انتشار آن را نقطه عطفي در تاريخ تحقيقات قرآني و بشارتي عظيم براي ره پويان اين رشته علمي به شمار آورد.
اينك پيش از معرفي اين اثر، شايسته است نيم نگاهي به ديدگاه كلي استاد در زمينه شبهه و شبهه پردازي بيفكنيم.

شبهه و روش برخورد با آن

استاد معرفت، شبهه را امري پسنديده و بايسته مي داند كه ضامن پيشرفت كاروان علم و دانش و روند تحقيق و پژوهش است:
«شبهه به طور مطلق، يكي از نعمتهاي الهي است. اساساً اگر شبهه در كار نبود دانشي هم وجود نمي داشت. دانشمند پس از شك به دنبال تحقيق مي رود. يك فقيه نيز فقط پس از شك در آراء فقهاي پيشين به سراغ تحقيق مي رود وگرنه مانند بسياري از فقها تقليدگونه عمل مي كند… اساساً شبهه مايه پيشرفت است وكسي كه شبهه نمي كند يعني حركت علمي در وجود او حالت ايستادگي دارد. ازامام صادق(ع) سؤال كردند كه اگر در برخي مسائل براي ما شبهاتي ايجاد شود، چه بايد كرد؟ ايشان مي فرمايد شبهه اگر در حدّ شبهه باشد جايز است؛ اما اگر اين شبهه ها ما را به جهل رهنمون شوند، اشكال دارد».
ايشان فرهنگ موجود در جامعه مبني بر تلقي مخاصمه جويانه از شبهه را تصوري نادرست و برخوردي نابايسته مي داند.

شبهات وارده در باب قرآن

استاد معرفت، شبهات را شامل دو قسم كهن، مانند آنچه در آثار فخررازي و عبدالجبار معتزلي ديده مي شود و شبهات جديد، همچون تشكيك در وحياني بودن ساختار قرآن و تركيب كلامي لفظ آن مي داند كه آيا متعلق به خداست يا ساخته پيامبر(ص) است كه مفاهيم را دريافت مي كرده و خود در قالبي مي ريخته است.
ايشان همچنين زمينه هاي ايجاد شبهه را به دو گروه داخلي و خارجي تقسيم مي كند: يك؛ زمينه هاي خارجي مانند ديدگاه هاي مستشرقان كه قرآن را اساساً به عنوان وحي آسماني باور ندارند و آن را ساخته و پرداخته پيامبر و برخاسته از هوش و نبوغ و ذكاوت و روشن انديشي وي مي دانند، لذا تضادهاي خيالي قرآن با تاريخ يا علم را به دليل اشتباه پيامبر مي دانند كه اگر وحي الهي مي بود خالي از اشتباه بود. و ديگر زمينه هاي داخلي شبهات كه به دليل همگام نبودن برداشتهاي مفسران از قرآن با روند پيشرفت علوم پديد آمده است.

شيوه پاسخگويي به شبهات

استاد معرفت از ميان سه شيوه: «برخورد تكفيرآميز و مرتدّ پنداري» و «مواجهه تحقيرآميز» و «پاسخ به دور از دشمني و با عطوفت و استدلال»، تنها شيوه سوم را درست مي داند و مي گويد:
«كسي كه سؤال دارد همانند فرد مريض است. آيا مي توان به مردم گفت نبايد مريض شويد. شبهه نيز يكي از درد و علت هاست. طبيب نبايد فرد را به دليل ابتلا به مرض شماتت كند؛ بلكه بايد به دنبال درمان او باشد. به همين دليل، كسي را كه شبهه دارد نبايد معاند پنداشت».
ايشان اين روش را شيوه معمول امامان اهل بيت(ع) در احتجاجات خود با ديگران دانسته و در اين زمينه به اقدام امام حسن عسكري(ع) در برابر ابن اسحاق كندي فيلسوف مشهور مسلمان اشاره مي كند كه تفكرات الحادي داشت و شش ماه درس خود را تعطيل كرده بود تا تناقضات قرآن را جمع آوري كند؛ امام توسط يكي از شاگردان به او پيغام داد كه: آن كسي كه قرآن، سخن اوست، اگر بگويد آنچه تو به عنوان اختلاف و تناقض مي فهمي فقط برداشت تو است و من آن را قصد نكرده ام چه مي كني؟ كندي با شنيدن اين سخن تكان دهنده همه كاغذهايي را كه در آن مدت گردآورده بود به آتش كشيد.

كتاب «شبهات و ردود حول القرآن الكريم»

نويسنده در مقدمه اين كتاب، شبهات وارده از سوي معارضان را پنج قسم مي داند كه از اين قرارند: 1. الهام گيري قرآن از منابع زميني و تعليمات محيط پيرامون پيامبر و نداهاي دروني وي، به دليل ممكن نبودن فراگيري وحي مستقيم آسماني از روي بشر زميني مادي؛ 2. تأثيرپذيري قرآن از فرهنگ زمان جاهليت؛ 3. تناقض نموني؛ 4. وجود اشتباهات تاريخي، ادبي و علمي؛ 5. احتمال راه يافتگي تحريف به قرآن.
بر همين اساس، مطالب كتاب در ضمن پنج باب تنظيم شده كه عبارتند از: هل للقرآن من مصادر، القرآن و ثقافات عصره، موهم الاختلاف و التناقض، هل هناك في القرآن مخالفات، القصص القرآني.
1. قرآن ومنابع زميني: اشكال نخست، بيشتر از سوي مستشرقان و غالباً همراه با انگيزه هاي مغرضانه و از سر دشمني و گاه انگيزه هاي سياسي و استعماري ارائه شده و مستند ايشان نيز همگرايي ظاهري برخي از مطالب قرآن و عهدين بوده چنان كه از برخي آيات قرآن نيز بر مي آيد؛ مانند «إنّ هذا لفي الصحف الأولي» و «و إنّه لفي زبر الأولين» ، يا آياتي كه آموزه هاي قرآن را ياد آشناي عالمان بني اسرائيل معرفي مي كند. كساني چون تسدال، ماسيه، اندريه، لامنز، گلدزيهر، نولدكه و… قرآن را برگرفته از متون كهن و منابع ديني يهود همچون تلمود ديده اند. قرآن اما، دليل اين همگرايي و همگوني را تنها اين حقيقت مي داند كه آيينهاي ابراهيمي همگي سرازير از يك منبع هستند و همه آموزه هاي آنها در راستاي كلمه توحيد و اعمال صالح و مكارم اخلاق است. چنان كه شواهد تاريخي اتخاذ برخي از برخي ديگر را نفي مي كند و از نظر عقل نيز احتمال اتفاقي بودن و تصادفي بودن اين همگوني و همگرايي ناممكن است.(صفحه 3 تا 29)
نويسنده بر حقانيت پيامبر و وحياني بودن قرآن، دلايل بسياري اقامه كرده مستندات معارضان را پاسخ مي گويد. و در ادامه با مقايسه تطبيقي معارف قرآن در عرصه هاي توحيد، صفات خدا، انسان شناسي، ويژگيها و امتيازات انسان، منزلت و جايگاه والاي وي، مقام پيامبران و سيره و تاريخ ايشان، با آنچه دركتب عهدين آمده، به اين نتيجه مي رسد كه هرگز نمي تواند منبع قرآن، تورات وانجيل تحريف شده موجود در دسترس پيامبر باشد.
نويسنده در فصل ديگري به تفصيل، داستان طوفان نوح در تورات و قرآن را به مقايسه مي نشيند و فرضيه جهان شمول بودن آن را نقد مي كند. (صفحه 29 تا 51)
در ادامه باب اول و در ادامه بررسي تاريخ انبيا در قرآن و انجيل و تورات، اين موضوعات بررسي شده اند:
پدر واقعي ابراهيم، تارح يا آزر. فرزند قرباني ابراهيم؛ اسماعيل يا اسحاق. كشتي يعقوب با خدا. عبور بني اسرائيل از دريا. داستان گوساله و سامري. هويت واقعي قارون. حركت كوه بر فراز سر بني اسرائيل. داود و همسر اوريا(صفحه 51 تا 78)
در ادامه همين فصل، گزارشهاي انجيلها و قرآن درباره مريم، خواهر هارون و دختر عمران، نسبيت الوهيت به او، ولادت عيسي(ع)، كودكي و كهولت او، بشارت وي به آمدن پيامبر اسلام، و به صليب كشيدن عيسي(ع) با يكديگر مقايسه شده است. (صفحه 79 تا 109)
2. قرآن و فرهنگ زمانه: در باب دوم كتاب، از اتهام ديگري كه بر قرآن وارد ساخته اند مبني بر اينكه قرآن بازتاب فرهنگ زمانه بوده به تفصيل پاسخ داده شده و مبارزه برنامه ريزي شده و زمان بندي شده اسلام عليه مسائلي چون تبعيض عليه زنان و برده داري به عنوان شاهد نادرستي اين باور مطرح شده است. ادعا شده كه ديدگاه اسلام درباره زن تحت تأثير فرهنگ حكم فرما بر جاهليت عصر نزول بوده است. مؤلف محترم ضمن تبيين كرامت انساني و جايگاه بلندي كه قرآن براي زن ـ همسان و برابر با مرد ـ قائل است، فلسفه تفاوت هايي را كه قرآن در برخي عرصه ها ميان زن و مرد گذاشته مورد تحليل قرار داده است. از جمله دليل تفاوت ديه و ارث و شهادت زن با مرد را حكمت شگرف آفريدگار جهان به عنوان يگانه مرجع قانون گذاري مي داند كه بر اساس مقتضيات متفاوت طبيعي و آفرينش اين دو جنس بوده است. نويسنده همچنين پرسشهاي مطرح شده درباره قضاوت زن، حق طلاق وي، مسأله حجاب، ضرب زن و مسأله چند همسري را به تفصيل پاسخ گفته است. و حكمت تعدّد همسران پيامبر گرامي اسلام را نيز بيان كرده است.(صفحه 137تا 174)
پس از آن تلاش قرآن و اسلام در جهت آزادسازي بردگان و نسخ رسم برده داري تبيين شده است. (صفحه 174 تا 186)
در ادامه همين باب، تفاوت گزاره هاي ناب و روشن قرآن در باب جنّ، حورالعين و باغهاي بهشت با خرافات پوسيده جاهلي تبيين شده و سپس اعتراف قرآن به تأثير سحر و ديدگاه قرآن در باب حقيقت دانش سحر و چشم زخم مورد تحليل قرار گرفته است.(صفحه 202 تا 237)
3. تناقض نموني قرآن: در سومين باب از كتاب، توهم متناقض نما بودن قرآن را كه از سده هاي نخستين تاريخ اسلام براي بسياري روي داده و امامان اهل بيت(ع) نيز در مواردي به توضيح و رفع چنين شبهاتي پرداخته اند. در فصل سوم از كتاب پس از تحليل علل و عوامل پيدايش ذهنيت يادشده موارد و نمونه هاي چندي از متناقض نمايي آيات قرآن مطرح و سپس بدان پاسخ داده شده است. ازجمله: بارگناه هر كسي بر دوش خود اوست يا بر دوش كسي كه او را به گمراهي افكنده، روز قيامت هزار سال يا پنجاه هزار سال، آفرينش آسمانها و زمين در دو روز يا شش روز، وجود پرسش و پاسخ در قيامت يا عدم آن، و تنظيم مقدّرات انسانها و مسأله اختيار. (صفحه 244 تا 286)
استاد معرفت در ادامه اين باب به موضوع اختلاف قراءات و تأثير آن در پيدايش اختلاف در قرآن پرداخته و ديدگاه ابن قتيبه صاحب «تأويل مشكل القرآن » را در اين باب مورد نقد قرارداده است و نيز موارد و نمونه هاي ديگري از سخن ابن قتيبه را بررسي كرده است و در پايان به اشكالاتي كه قطب الدين راوندي دركتاب «الخرائج و الجرائح» آورده اشاره كرده است. (صفحه 286 تا 310)
4. ناسازگاري باعلم و تاريخ: در اين باب با ردّ مخالفت و ناسازگاري قرآن با علم، نمونه هاي چالش برانگيز عرضه شده از سوي دانشمندان و معارضان مورد تحليل ادبي و علمي و تفسيري قرار گرفته است. از جمله اشارات قرآن به جفت بودن همه آفريده ها، كوري دل، سخن گفتن مورچه، مراحل تكون جنين، شهابهاي آسماني و طرد شياطين، آسمانهاي هفت گانه وجو زمين، زمينهاي هفت گانه و لايه هاي زمين، ذوالقرنين و چشمه سرخ در مغرب زمين، هويت واقعي هامان وزير فرعون و چگونگي ساخته شدن برج او ، ادعاهاي يهود درباره بسته بودن دست خدا، ادعاي يهود مبني بر پسر خدا بودن عزير، يوسف و خزانه داري مصر و… كه معركه مجادلات بسيار ميان مفسران و مورخان و مستشرقان است. (صفحه 312 تا 367)
در ادامه باب پنجم كتاب، خرده هاي ادبي را كه بر قرآن گرفته شده مي بينيم؛ از جمله وجود اشتباه در تعبير، عدم رعايت قواعد نحوي، عدم تطابق ضميرها و مرجع ها و وصف ها با موصوف ها از جهت افراد و تثنيه وجمع و تذكير و تأنيث در برخي موارد و… (صفحه 368 تا 417)
5. بازنگري داستانهاي قرآن: نويسنده در پنجمين و آخرين فصل كتاب، پس از ذكر مقدمه اي اندر باب فايده داستان و داستان سرايي و روايتهاي تاريخي و روش قصه پردازي در قرآن و ويژگيهاي قصص قرآني، به بررسي اهداف قرآن از آوردن قصه ها و فلسفه تكرار قصص در قرآن پرداخته و هنر تصويرگري و مكتب آزاد هنري آن را نمايانده، همچنين ديدگاه هاي برخي قرآن پژوهان عرب مانند محمد احمد خلف الله، طه حسين، علي عبدالرزاق و خليل عبدالكريم و ديگر نوانديشان مسلمان را كه زبان قرآن را در نقل داستانها زبان تمثيل دانسته اند مورد نقد و تحليل قرار داده و در پي اثبات اين حقيقت برآمده كه قرآن هر چند از زبان هنر به بهترين شكل بهره برده و مكتب هنري ويژه براي خود داشته، اما همواره بر عنصر واقعيت پاي فشرده و اساساً به عنوان يك منشور هدايت، نيازي به بهره وري از خيال پردازي نداشته است. (صفحه 418 تا 451)
استاد در ادامه در راستاي اثبات حقيقت يادشده موارد بسياري از داستانهاي قرآن را مورد ريزنگري تاريخي ـ تطبيقي قرار داد است؛ مانند داستان فرزندان آدم، قوم عاد و ثمود و ناقه صالح، و اصحاب كهف و رقيم و هويت آنان. (صفحه 452 تا 468)
استاد، در ادامه فصل پنجم، به تفصيل سخن از موضوع جنجال برانگيز ذوالقرنين يا كورش دارد كه محورهاي اين بحث عبارتند از: هويت واقعي ذوالقرنين، هجوم او به سرزمين فارس يا مغرب خورشيد، توقف او در ساحل درياي اژه در كنار چشمه سرخ رنگ (عين حمئه)، لشكركشي او به ديگر سرزمينها و هويت و موقعيت تاريخي و جغرافيايي قوم يأجوج و مأجوج و سدّ معروف آنان، تمدن بشري در عصر ذوالقرنين و فن آوري مورد استفاده در ساختن سدّ يأجوج و مأجوج يا سدّ تاريخي كورش.
در ادامه اين پرسشها مطرح شده كه: آيا ديواره «دربند»، همان سدّ يأجوج و مأجوج است كه بعدها از سوي انوشيران بازسازي شد؛ آيا ذوالقرنين همان كورش است، آيا عبد صالح خدا هموست كه منشور حقوق بشر را پس از فتح سرزمين بابل ابلاغ كرد و بر لوح سنگي نقش بست. سپس شواهد تاريخي بر اثبات و نفي اين فرضيه مطرح شده است. (صفحه 468 تا 530)
در پايان، به مناسبت، سخن از سدّ بزرگ مآرب و سازنده آن و همچنين ديوار چين رفته و ارتباط نداشتن آن با سدّ ذوالقرنين و يا اسكندر مقدوني اثبات شده و با نگاهي به تاريخ بني اسرائيل در سرزمين مصر به پايان رسيده است. در آخر كتاب نيز فهرست آيات و فهرست مصادر و فهرست موضوعات درج گرديده است.
استاد معرفت در اثر ارجمند و مهم خود كه به حق دائرة المعارفي در اين زمينه است از منابع گوناگوني در علوم تفسير، حديث، تاريخ، فقه، ادبيات، لغت، علوم قرآن، فرق، كلام، تاريخ تمدن، متون اديان، معاجم و دائرة المعارف ها بهره جسته است.
بي ترديد، به دليل اهميت فراوان و گستره موضوع اين اثر، مجال چند و چون و بررسيهاي وسيع تر و ژرف تر در بسياري از مقوله هاي آن همچنان گشوده است، به اميد آن كه آنچه از سوي استاد عرضه و ارائه شده فتح بابي در اين مجال و مقال باشد و زمينه ساز تحقيقات و بررسيهاي عالمانه و متتبّعانه دانشمندان و انديشمندان گردد.
آنچه در اين مقال گفته آمد، گزارشي توصيفي در معرفي اين كتاب بود و نه گزيده يا چكيده مطالب آن، كه خود نيازمند اختصاص ده ها صفحه خواهد بود.
اين كتاب از سوي تني چند از محققان، در حال ترجمه به زبان فارسي است و بزودي شاهد انتشار آن خواهيم بود. چنان كه تاكونن ترجمه بخشهايي از آن به قلم نگارنده اين سطور، در همين فصلنامه درج شده است.

پي نوشت :
*. ر.ك: مقاله زن در قرآن و در فرهنگ زمان نزول ، (در دو بخش) شماره 26 ـ 25، بهار و تابستان 1380و 28 ـ27، پاييز و زمستان 1380؛ و نيزمقاله قرآن و ديگر آيينها و فرهنگها (در دو بخش) شماره هاي 31، پاييز 1381 و 32، زمستان 1381.

آخرین بروزرسانی (جمعه, 13 فروردین 1389 ساعت 00:18)