محتواي كتاب عايشه پس از پيغمبر(ص) مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
سه شنبه, 06 مهر 1389 ساعت 17:48

محتواي كتاب عايشه پس از پيغمبر(ص) تا چه حدّ صحت دارد و ادعاي نقل كننده اين كتاب را مبني بر اين كه امام علي(ع) از سياست لازم برخوردار نبود، چگونه توجيه مي كنيد؟
پاسخ:
كتاب عايشه پس از پيغمبر، نويسنده كورت فريشلر آلماني، مترجم ذبيح الله منصوري،‌ ناشر مؤسسة انتشارات امير كبير.
اين كتاب پيش از آن كه به صورت كتاب در مؤسسة‌ انتشارات امير كبير به نشر در آيد، به صورت تدريجي در شماره هاي مجله خواندني ها منتشر شده بود؛ سپس دست اندركاران مجله آن را به صورت كتاب چاپ و عرضه كردند و مؤسسة انتشارات اميركبير مسئول نشر اين كتاب شد.
آقاي علي اصغر اميراني،‌ مدير مجلة خواندني ها در پيشگفتار كتاب دربارة ميزان صحت مطالب آن نوشته است:
"همان طوري كه مترجم محترم نيز در هر مورد به موقع در متن كتاب تذكر داده اند، در خواندن روايات تاريخي به اين موضوع توجه فرموده، مخصوصاً برادران ديني اعم از شيعه و يا سني اين نكته را در نظر داشته، فراموش نكنند كه ما مسلمان و شيعه مذهب هستيم و اين كتاب را از زبان ديگران به زبان فارسي ترجمه كرده و در ايران چاپ مي كنيم.
مترجم محترم نيز در مقدمة اين كتاب در اين باره بيان داشت:
اين كتاب از زبان ثابت بن ارطاه، رئيس پليس مخفي معاويه نقل مي شود.
با توجه به اين سخن صحت مطالب كتاب زير سؤال مي رود، چون كه سخن اين شخص اعتباري ندارد.
در اين كتاب آمده است كه ثابت بن ارطاه از سوي معاويه مأمور به شناسايي عايشه شد، تا با توجه به نقاط ضعف، شخصيت او را نزد مردم خرد كند. او بدين منظور با افراد متعددي تماس مي گرفت و هر يك قسمتي از زندگي عايشه را شرح نمودند. اين كتاب به بيان زندگي عايشه از ديدگاه آنان مي پردازد.
مندرجات اين كتاب بيش از آن كه گوياي حوادث تاريخي باشد، گوياي اين است كه نويسنده و يا مترجم در جهت نوشتن رُمان بر آمده است. محتواي كتاب فاقد ارزش تاريخي است، چون كه در كتاب هاي ارزشمند تاريخي بايد زنجيرة سند، اعتبار راويان،‌ معارضت نداشتن با نقل هاي معتبر و معيارهاي پذيرفته شده وجود داشته باشد. اما اين كتاب، فاقد زنجيرة سند است، راوي و يا راويان مورد اعتماد نيستند، محتوايش هم با نقل هاي معتبر و معيارهاي پذيرفته شده معارضت دارد. امّا اين جمله كه در كتاب آمده كه امام علي(ع) از سياست لازم برخوردار نبود، نادرست است. حضرت آن گاه كه از سوي معاويه به اين اتهام متهم شد، پاسخ داد كه :"اگر دين مانع نمي شد،‌من سياستمدارترين سياستمداران مي بودم"؛[25] يعني اگر سياست به معناي نيرنگ و حيله و فريب افكار عمومي و شيطنت هاي گوناگون باشد، حضرت علي(ع) از اين امور پيراسته بود چون كه دين جلو اين كارها را مي گيرد،‌ ولي اگر سياسي به معناي تدبير امور و رهبري و هدايت مردم به سوي سعادت باشد، حضرت بهترين سياستمدار بود.
برخي اين ادعا را مطرح مي كنند كه مسلمانان آن قدر مغرورند كه خود را برتر از ديگران مي دانند و حال آن كه از همة كشورها و ملل پايين ترند. به اين ادعا چه پاسخي بايد داد؟
پاسخ: با توجه به چند نكته پاسخ سؤال روشن مي شود:
1_ از نظر اسلامي، غرور صفتي است بسيار زشت و نابود كنندة انسان مي باشد. غرور بود كه شيطان را براي هميشگي راندة درگاه الهي كرد. هنگامي كه خداوند به شي طان دستور داد به حضرت آدم سجده كند، شيطان بر اثر خصلت ناپاك غرور گفت: "(من سجده نمي كنم) از آدم بهترم، زيرا مرا از آتش و او را از خاك آفريده اي".4[26] علي (ع) فرمود: "آدم عاقل هرگز مغرور نمي شود".[27] بنابراني مسلمان واقعي مغرور نمي شود.
2_ دين اسلام خاتَم و پايان بخش دين ها است،‌ يعني با آمدن اسلام همة مردم جهان مؤظفند كه دين اسلام را بپذيرند، زيرا كه دين كامل است. قرآن مي فرمايد:‌ "هر كس ديني جز اسلام اختيار كند، از او پذيرفته نخواهد شد".5[28] با اين ديد است كه هر فرد مسلمان معتقد است دين اسلام كامل ترين و برترين اديان است و اين غرور نيست بلكه درك يك واقعيت است.
3_ عقب ماندگي كشور اسلامي ربطي به اسلام ندارد، زيرا عمدة عامل پيشرفت كشورهاي مترقي،‌ دانش است و هيچ دين و مكتبي به اندازة اسلام نسبت به فراگيري علم توصيه نكرده است. رسول خدا(ص) فرمود: "طلب علم بر هر مسلماني (اعم از زن و مرد) واجب است".[29]
امام صادق(ع) فرمود: "علم آموزي در هر حال واجب است".[30]
پيامبر(ص) فرمود: "فضل عالِم بر غير عالِم مانند فضل پيامبر بر امتش است".[31]
چنين گفت پيغمبر راستگو        زگهواره تا گور دانش بجوي
بنابراين علت پيشرفت نكردن كشورهاي اسلامي مربوط به اسلام و تعاليم آن نمي باشد بلكه عامل اصلي،‌ سستي و تنبلي مردم و فساد و تباهي وخودكامگي و ديكتاتوري سران كشورهاي اسلامي مي باشد. قرآن مي فرمايد: "خداوند سرنوشت هيچ قوم (و ملتي) را تغيير نمي دهد مگر آن كه آنان آنچه را در خودشان است تغيير دهند".6[32]
بنابراين تا مردمي با ابتكار خودشان در اوضاع و احوال خود تغييري ندهند، خداوند اوضاع و احوال عمومي آنان را عوض نمي كند و اين يك سنت لا يتغير الهي است.
[24]همان.
[25]نهج البلاغه، صبحي صالح، خطبة 200.
[26]اعراف (7) آية 12.
[27]غررالحكم، مادة‌ عقل.
[28]آل عمران (13) آية 85.
[29]محمد محمدي ري شهري،‌ ميزان الحكم، ماده علم، ‌شماره 13745 و 13747 و13926.
[30]همان.
[31]همان.
[32]رعد(13) آية 11.

 

آمار بازدیدکنندگان

4امروزmod_vvisit_counter
570دیروزmod_vvisit_counter
1955این هفتهmod_vvisit_counter
1880هفته گذشتهmod_vvisit_counter
9127این ماهmod_vvisit_counter
10374ماه گذشتهmod_vvisit_counter
516004کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 3 مهمان حاضر
IP شما: 54.237.95.6
 , 
امروز: 04 اردیبهشت 1393